
در توضیح این مطلب باید به چند نکته اشاره کرد:
مساله هدفمندکردن:
اگرچه اجرای شتابزده و فراقانونی بخشهایی از قانون هدفمندکردن یارانهها، همانگونه که قبلا هشدار داده شده بود، به دلیل شتاب و شیب زیاد اجرا و عدم وجود منابع لازم برای بازتوزیع منابع، به تدریج عوارض سنگینی به دنبال خواهد داشت، اما بروز یکباره تاثیرات آن کاملا غیرمنطقی و غیر قابل توجیه است. به ویژه آنکه نمونه های مشابه ابَرتورم و اختلالات ارزی و … ناشی از تعدیل در کشورهای دیگر و از جمله در کشور خودمان – تجربه ۷۴ – به یکباره نبوده و با تاخیر و شیب نسبتا متعارف همراه بوده است. به همین دلیل، التهابات اخیر اگرچه از بابت تاثیر نقدینگی سرگردانی که بخشی از آن ناشی از اجرای نادرست هدفمندکردن یارانهها و تامین مبالغ بازتوزیع شده از تنخواه بانک مرکزی و … است، تاحدودی به هدفمندکردن ارتباط پیدا میکند، اما به طور قطع و یقین، این التهاب سریع و عجیب نمیتواند به طور کامل ناشی از آن باشد.
مساله تحریمها:
اگرچه تحریمها هزینه مبادله را افزایش میدهد و ممکن است رشد اقتصاد را با مانع مواجه کند، اما به دو دلیل عمده، مسایل اخیر در بازار ارز ارتباط کمی با مساله تحریم … دارد:
اقتصاد ایران از قدیم الایام اقتصادی با تحریمهای اقتصادی سخت و نیز دور زدن آنها، آشنایی دارد و این اولین بار نیست که تحریمها با سروصدا یا بی سروصدا اعلام میشود.
از سوی دیگر، تحریمهای اخیر نیز (تحریم نفتی اروپا – که مشتری ۱۸ درصد از بازار نفت ایران است – و نیز تحریم بانک مرکزی)، هنوز عملا اعمال نشده و جبهه زور بین المللی در صورت توان آن را در آینده اعمال خواهند کرد. بگذریم از این نکته که التهاب در بازارهای ارز و سکه قبل از اعلام این دو تحریم آغاز شده بود.
حال سوال این است که اگر هدفمندکردن و تحریم باعث – یا حداقل دلیل اصلی – التهابات اخیر نیست؛ پس چه دلیلی پشت پرده این آشفتگی قرار دارد؟
مشاهده:
مقامات انحرافی از چندین هفته به این طرف، تحرکی درباره مسایل اقتصادی نشان ندادهاند و به سکوت کامل رفتهاند؛ تو گویی با اقتصاد و مدیریت آن قهر کرده و آن را به حال خود رها کردهاند.
خبر اول:
در هفته های اخیر و تقریبا قبل از التهاب شدید در بازار، دولت به ناگاه تغییر رویه داده و برخلاف مشی سالهای گذشته خود، تلاش دارد با بزرگنمایی اثر تحریمها، طرح مفهوم شعب ابی طالب و…، به نظام بقبولاند که کشور در زمینه های مختلف، تحمل مقاومت در برابر فشار را ندارد. انگیزه های احتمالی این سازش جویی، توهم قهرمان سازی و تابو شکنی در روابط بین الملل به ویژه در ارتباط با امریکا و سوابق آن نیاز به تامل و بررسی بیشتر دارد.
خبر دوم:
با نزدیک شدن به صدور کیفرخواست فاجعه فساد ۳۰۰۰ میلیاردی و برخوردهای اخیر با فساد سازمان یافته، اخبار رسیده، از نارضایتی شدید برخی چهره های انحرافی از این روند حکایت میکند. شکسته شدن خط قرمز موهوم آقای احمدی نژاد، باعث نارضایتی شدید این حلقه شده است. برای پیشگیری از تعقیب قضایی متهمان و اعمال عدالت برای خائنان چه کاری موثر تر از ملتهب نشان دادن فضا وجود دارد؟
خبر سوم:
جلوگیری مجلس و سایر نهادها از اجرای شتابزده فاز دوم هدفمندکردن یارانهها، خشم برخی از اعضای انحرافی را برانگیخته است. مجلس تصمیم گرفت تا زمانی که فاز اول به درستی و به تمامیت اجرا نشده و آثار تورمی این فاز آزاد و تثبیت نشده است، مراحل بعدی این قانون اجرا نشوند. برخی از اعضای حلقه انحرافی این تصمیم مجلس را نمک نشناسی! دانستهاند.
با توجه به عدم تحرک دولت برای نجات ارزش پول ملی و با در نظر گرفتن سه خبر اخیر و نیز بالحاظ سابقه لجاجت برخی اعضای انحرافی، این گمانه قریب به واقعیت به ذهن متبادر میشود که آشفتگی اخیر تعمدی است.
اما بحران سازان، چه با هدف امتیازگیری و چه با هدف انتقام گیری، یا هر دو، به این کار دست زده باشند، این نکته را فراموش کردهاند که به حول و قوه الهی، نظام همانگونه که در سال ۸۸ درمقابل فشار و اعمال زور برای عقب نشینی از رای اکثریت مردم کم درآمد و ساکنان روستاها و شهرهای کوچک کوتاه نیامد، در مقابل فشار برای سازش در برابر زور بین المللی و عقب نشینی از مبارزه با فساد سازمان یافته نیز کوتاه نخواهد آمد.
التهاب تعمدی در بازارها بیش از آنکه به مردم و نظام آسیب بزند، در نهایت نشانگر بی کفایتی مسئولین خواهد بود. قهر دوم انحرافیون اگر به آشفتگی بیشتر بیانجامد، قبل از آنکه به کوتاه آمدن نظام برسد، به رای عدم کفایت مسببین منجر خواهد شد.
منبع: الف، مشرق







